سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
عنوان ندارد ...



عنوان ندارد ...






درباره نویسنده
عنوان ندارد ...
رها[49]
و نمی دانی ارو سارینن،ارمیا از گوشه ای از خاک می آید که گنجشکانش سر در لانه هاشان می نویسند (( هذا من فضل ربی)) و هیچ نمی اندیشند که آیا چاره ای جز گنجشک بودن داشته اند یا نه ؟ ...... بی وتن ،ص104
آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
داستانها [3]
تیر 86 [3]
مرداد 86 [5]
شهریور 86 [4]
مهر 86 [3]
آبان 86
آذر 86 [3]
دی 86 [7]
بهمن 86 [5]
اسفند 86 [4]
فروردین 87 [3]
تابستان 87 [2]
بهار 87 [2]
پاییز 90 [2]


لینک دوستان
حاج آقا مسئلةٌ
مردود
نجوای شبانه
و رها می شوم آخر...؟!!
رازهای موفقیت زندگی
عاشق آسمونی
گروه فرهنگی روزنه
مرامنامه عشاق
.: شهر عشق :.
شهدای استان خراسان
خط بارون
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
بچّه شهید (به یاد شهدا)
دیوونه ی تنها
خاک انداز
امیدزهرا omidezahra
صفحه‏ی بیست و یکم
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
عنوان ندارد ...


لوگوی دوستان















وبلاگ فارسی

آمار بازدید
بازدید کل :44232
بازدید امروز : 115
 RSS 

   


هو الشهید


سلام


یه آدم خوبی بود . داستان دارم نمی گما .واقعنی . اصلا بزار بگم . عمه ام بود . خیلی خوب بود . مشهد زندگی می کرد . همیشه خدا کلی مهمون داشت . حتی مهمونایی که اولین بار بود می دیدش . هر کی می رفت زیارت امام رضا مهمونش می شد . با همه با روی خوش برخورد می کرد . برا همه سنگ تموم می ذاشت . همه جا می بردشون . یه مادر شوهر و پدر شوهر بسیار بسیار بد اخلاق داشت . 17 -18 سال نگهشون داشت . پدر شوهرش با اینکه خیلی اذیتش کرده بود ، شش ماهی که مریض بود ،آلزایمر ، تنهایی تر و خشکش کرد و پایین بالاش زد . هر وقت میومد شمال خونه مامانش تمام کارا با عمه ام بود . هر وقت میومد برا مامانش خونه تکونی می کرد . همه ی همه ی این کارا رو هم کاملا بی سر و صدا و بدون ادعا می کرد . انگار همه چی رو وظیفه ی خودش می دونست . بعد ... یهو یه روز فهمیدیم مریض شده . سرطان . خیلی پیشرفته . .... دو سال تمام زجر کشید . خیلی خیلی خیلی زیاد . جالب اینجاست تو اوج درد و مریضیش بازم عمه ام بود که وقتی مادر شوهرش خیلی بداخلاقی می کرد و اعصاب همه رو خرد می کرد می گفت : چی کارش دارین پیرزنه . گناه داره . کسی رو نداره که . بزار بگه چی میشه مگه ؟    از هیچ کس توقعی نداشت . به فکر همه بود ... و دردر کشی ... زجر کشید ... خیلی .... بعد از دو سال ، با اینکه خیلی مریض بود رفت کربلا ، برگشت ، یه ماه نشد ... اون قدر دووم آورد که محرم شد ... چهارشنبه شب فون کرد . پنجشنبه غروب ، شب جمعه تشییع جنازش بود . غساله اش یه خانوم سیدی بود که از سفر مشهد بلافاصله اومده بود و غسلش داده بود . با این که این ورا این کارا رو نمی کنن دور امام زاده ای که از برادران یا نوادگان امام رضا بود طوافش دادن . همین که دفنش کرد یه نم نم قشنگ بارون اومد .... خلاصه ...


به نظرم خدا خیلی دوستش داشت . عذابی هم که کشید تو این دو سال  بنظرم تصفیه حسابش بود که پاک پاک بره اونور ....


خلاصه ... مسیرتون خورد اگه اینورا یه فاتحه برا این مادر بخونید .


کاش بتونم جوری زندگی کنم که مثل اون برم ....


یا حق



نویسنده » رها » ساعت 1:32 صبح روز شنبه 12 آذر 90

هو الشهید


سلام .


من از شعرهای آقای برقعی خیلی لذت می برم .


محرم پارسالو کلا با شعری که در مورد حضرت علی اکبر بود گذروندم . (احتمالا امسال هم همین طور می شه .)


این شعرشونم در مورد امام علی خیی قشنگه . اصلا کلا شعرهاشون قشنگه برین همه رو تو وبلاگشون بخونین . http://parsedarkhial.blogfa.com/


                                                              


                                                    عید مبارک


غزلی نذر حضرت مولا 


مولای ما نمونهء دیگر نداشته است


اعجاز خلقت است و برابر نداشته است


وقت طواف دور حرم فکر می کنم


این خانه بی دلیل ترک برنداشته است


دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی


آیینه ای برای پیمبر نداشته است


سوگند می خورم که نبی شهر علم بود


شهری که جز علی در دیگر نداشته است


طوری ز چارچوب در قلعه کنده است


انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است


یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود


یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است


چون روز روشن است که در جهل گمشده است


هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است


 


این شعر استعاره ندارد برای او


تقصیر من که نیست برابر نداشته است



نویسنده » رها » ساعت 12:56 صبح روز سه شنبه 24 آبان 90